قهرمان ميرزا عين السلطنه

1419

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حاجى على نامى فرياد بسيار داشتند كه با حكومت دست يكى كرده جان و مال ما را صاحب شده . داد مىزدند « بابى » است و از بابيها حمايت دارد . پدر ماها را بيرون آورده . توى سر خودشان مىزدند ، يقه پاره مىكردند . آنقدر فرياد كردند تا حكم شد حاجى على را كه سواره استقبال آمده بودند دو نفر قزاق بياورند . محمد رضا خان ميان جمعيت رفته گفت دعا كرده ساكت شده از عقب آمدند . بابى در آباده بسيار است مثل قزوين ، بلكه بيشتر تسلط دارند و آنقدرها تقيه نمىكنند . دو سه دسته ديگر هم جمعيت بود . زنها جوقه به جوقه ايستاده ، خيلى قشنگ « كيل » مىكشيدند . بسيار بامزه بود و تفريح داشت . چادر سفيد سابق بر اين زنهاى آباده تماما چادر سفيد سر مىكردند . در ايام صاحب ديوان ميرزا فرج خان برادرزنش « گل و بلبل » مشهور كه اين‌جا حاكم بوده قدغن كرده ، حالا از آن تاريخ چادر كبود سر مىكنند و خيلى اهالى دعا مىكردند كه آن بسيار بدشكلى بود مثل مردهء كفن كرده . چاقچور نداشتند . روبند بعضيها داشتند . برعكس اهالى شهر سفيد و خوش‌آب‌ورنگ و مقبول مىباشند . هواى اين‌جا سردسير است و برحسب قاعدهء كليه سفيدپوست مىباشند . در عمارت حكومتى منزل گرفته بودند . ناهار را آنجا خورده منزل خودم آمدم كه در خانهء حاجى . . . « 1 » بود . اطاق خوبى داشت . آباده - اقليد آباده هزار و دويست خانه مىشود . اقليد دو هزار خانه بيشتر [ دارد ] و تا اين‌جا شش فرسنگ است . پاچهء كوه واقع و بسيار خوش آب و هواست . بيست و چهار هزار تومان ماليات اين‌جا است و دو سه هزار تومان هم فرع مىدهند . ماليات نقد و بسيار سهل الوصولى دارد . از تمام جاهاى فارس مالياتش زودتر مىرسد . تمام از مدبر السلطنه شكايت دارند . خصوصا از اين حاجى على . چون حمام را شلوغ و كثيف مىكردند بعد از چاى حمام رفتيم . دلاك بدى نداشت . مشت‌ومال كاملى كرد . از حمام كه بيرون آمدم كوچه از جمعيت پر بود كه فورا داخل حمام شدند . شب كرسى گذاشتيم ، سرد است . از شاهمراد ميرزا تلگرافى رسيد تهنيت عيد گفته بود . تلگرافات زياد هم از براى آقا آمده بود . تمام را دادند خواندم . فتح الممالك يك ساعت خانهء مدبر السلطنه رفت .

--> ( 1 ) - نام را ننوشته .